مجموعه پ و مجموعه ث چاپ شد با آرم انتشارات و ذكر تيراژ و قيمت و پخش . مجموعه پ و ث شامل هيچ كدام ، به صورت پك شده همراهِ دوتاي ديگر در تعداد محدودي ( اوين ، بندي كه تحملش كنم ندارد ؛ نيز جريمه ي نقدي ) هر جا پيدام كنيد .
پيشنهاد ، با مصداقهاي بيشتر ، پذيرش بهتري دارد . البته شرايط استاندارد را در نظر گرفتم ، فاقد از همه ي صاحبان شش دانگ ادبيات .
من هم شعر را یاد گرفتم . با چند جلسه کلاس رفتن . و با چند جلسه بیشتر ، تخیل را یاد گرفتم . شعر مجموعه یی بود از توصیف ها ، هر چند که خودشان می گفتند تعریف مشخصی از شعر وجود ندارد . دو تا غزل نوشتم که فقط وزن و قافیه داشت . گفتند اول باید برادری خود را اثبات کرد بعد آزاد نوشت . البته الان کمتر می گویند . کمی می ترسند از آن حرفهای آن سالها . شاید اگر خوشم می آمد و به آکادمیک نویسی ادامه می دادم ، مقدمه ی دیگری را می خواندید . مجموعه ی حاضر شامل تشویقهای بزرگترهاست تا موقعی که ابراز محبتشان راضیم می کرد . چقدر مجبور شدم طبق سلیقه و آموخته هاشان بنویسم ! چقدر به پیش فرض هاشان رفتار کردم ! هر چند که همان موقع ها بودند دیگرانی که سر به نفهمیدن تکان می دادند . چپ و راست .
توصیفها خسته م کرد . خواستم خبر کنم . اما خبر برای شاعر ، روزنامه بود . و روزنامه نازل بود . پس باید خبر را تعریف می کردم . خبر نقطه ی مقابل توصیف است . تجربه هام را ریختم در مجموعه ی بعد . با همه ی کم و زیادهاش . اسم نداشتم . اصرار کردند . یادم هست داشتم فکر می کردم آب ریزش بینی ، از تظاهرات سرما خوردگی ست . حالا یکی هی بیاید و بگوید نکن ! این چه کاری ست که آب ریزش بینی داری ؟! زشت است . شاید اگر پرهیز می کردم . سرما گرما نمی کردم . وسایل شخصی دیگران را بر نمی داشتم ... اسمش را راحت پذیرفتند . بس که توصیف داشت . خیلی هم نمی شد بیرون از تعریفها رفت . تظاهرات تحفه ی بدیعی نیست . فقط بیشتر مورد اعتراض قرار گرفت .
حسين احمدي يكي از بچه هاي انتشارت نورسان است و انتشاراتي ديگر . يكي از بچه هاي بادي بيلدينگِ چند تا كوچه پايين تر از ما . پيشنهاد چاپ كتابها برمي گردد به مهر هشتاد و چهار . وسطهاي آبان ، صفحه بندي و طرح جلد را آماده كردم و رفت براي شناسنامه ي كتابخانه ي ملي و از آنجا هم براي مجوز نشر . خواستم بنويسم بعد از كلي دوندگيِ يك جسم صد و خرده يي كيلوييِ ماهيچه يي و دم اين را ببين و دم آن را ببينش ، بالاخره كتابهام داره در مياد . اما واقعش اينكه داره دو تا كتاب به كتابهاي حكومت اضافه مي شه . بايد همين هفته براي پاره يي توضيحات به ارشاد بروم و به جرح و تعديل وا بدهم . حالا چي ازش باقي مي ماند ، معلوم نيست . گرچه حتمن نفع مصالح عمومي را شامل خواهد شد . اين شد يك غر زدن تكراري .
كم پيدا مي شود اينجاها كسي نويسنده نباشد و مخاطب ادبيات معاصر باشد . پس اين نفع عمومي مي رسد به دو گروه . يكي كپي بردارها . و ديگري نقد محافظه كار . رسم است كه قديم ، آدم در آسمانها گم مي شد و الان از روي دست بقيه مي نويسد . البته اين دو گروه بدون توضيحات اضافه تر ، شامل دوستان مي شوند و كتابها با امضا ، تقديم حضور خواهد گرديد . اين دومي ، تكرارش كمتر بود . و از جهتی بدیهی ، سابقه نداشت .
